نرگس

در راستای اینکه تماشای برنامه های نود شبی مدتی است که عادت مردمان ایرانی شده و در حال حاضر قرار است با دیدن نرگس تمام خنده های شبهای برره از دماغ مردم عزیز خارج شود، برای علاقمندانی که تا این لحظه موفق به دیدن این سریال نشده اند به بررسی نقشهای حاضر در این سریال می پردازیم:

خلاصه داستان: تعدادی بازیگر به مدت 90 شب تلاش می کنند مشکلاتی ایجاد نمایند که نرگس آنها را حل کند. نرگس نماد تمام خوبی های عالم است و بدی های دنیا در میان سایر بازیگران به تناسب تقسیم شده است.

عوامل:

کارگردان: کار چرخان، کسی که کار را می گرداند، مسئول کش دادن سریال به مدت نود شب بدون اینکه پاره شود، مسئول اضافه کردن آب به سریال، علت اصلی بدون شام ماندن نیمی از خانواده های ایرانی.

شوکت: پدر بهروز، آدم بد، سرمایه دار بدجنس، سکته ای کج و معوج، مرتیکه دو زنه، احتمالا نویسنده  در حال نوشتن متن نقش در حالت افسردگی شدید قرار داشته، بازاری ای که قرار است حجره پارچه فروشی داشته باشد ولی دفترش شبیه شرکت مهندسی است، کسی که با پا فکر می کند، قرار بوده  قدرتش زیاد باشد ولی یک الف بچه حالش را مرتب می گیرد، کسی که آنقدر بد است که بیننده  در مقابل آن حتی از نسرین هم خوشش می آید.

بهروز: پسر سوسول مایه دار، جوان فاسد منحرف دزد، یه دونه پسر، قشنگ مو، کج دست، دامادی که فاقد توانایی دماغ بالا کشندگی باشد.او در برخی شهرها طرفداران فراوانی دارد تا جایی که مردم سربال را به نام او می شناسند!

نسرین: دخترک فقیر قصه، کسی که اشتباهات فیلمنامه برای او نوشته می شود، ساده لوح، عقده ای، حسود، بدصدا، بدلباس، عامل استخراج حرص از درون اعصاب بینندگان، او قرار است این سوال را در ذهن بیننده ایجاد کند که پسر عاشق چه چیز این دختر شده است؟!

نرگس: تجسم عینی عقل، درک، شعور، منطق، معصومیت، احساس، زرنگ، کدبانو، تجلی اعتماد به نفس، آنچه خوبان همه دارند. کاردرست، مارپل جوان، دختر شایسته، بانوی قصه ها. او نه کتاب می خواند، نه تحصیلات عالیه دارد، نه در سختی رشد کرده و نه قبلا در جایی مشغول به کار بوده است، اما تجربیات یک آدم نود ساله را دارد.

تذکر: این مطلب خیلی بلندتر بود اما تقصیر این بهروز است که من را وادار کرد درباره یک چیز سه نوع مطلب مختلف بنویسم!

شعر روز: داشتی می رفتی از خیال من. خزونی بود بهار من.....

چرا؟!

اسه مس: حسن کچل بعد از بیست سال مو در میاره. اسمش برای حج واجب در میاد!

با احترام     رضا 

/ 43 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
memol

صادق ديگه؟!تو هنوز صادقو نمی شناسی؟

حميد

سلام من که اين سريالو نديدم تا حابا الان دقيقا فهميدم خيلی خيلی با حال بود مرسی راستی مطلب قبيتم خيلی جالب بود

فائزه

واقعا عالی بود ... آفرین به اين ذهن خلاق ... ( چشم شور نيستا )

فائزه

راستی نقش سمانه ( ث ) رو چرا در نظر نگرفتيد ... يه خانم چتر باز که نهار و شامشو آفتاب و مهتاب درست ميکنه

سميرا(دقایق سوخته)

۱- تبريک بابت لوگوی جديدت ۲- چرا ديگه اون طرفا نميای آقا رضا ۳- در کل فيلم از لحاظ کارگردانی خيلی ضعيف يا بيننده رو خر حساب می کنند يا خودش احتمالا... ۴- هيچی ديگه همين روز و روزگار به کامت باشه

پرنده سنگی

فکر کنم نرگس تحصيلات عاليه دارد ٬ يادمه يه جايی از تحويل پروژه به استادش حرف ميزد ٬ اين عاليه ديگه ؟ نيست ؟

بي تا

سلام دوست گلم زیبا بود و خواندنی مرسی که به ما سر زدی ما آپ هستیمو منتظر حضور پر مهرت

ريحانه

الهی من برای حسن کچل بميرم..............بره حج و برگرده خودم براش ۱ کلاه گيس ۴۰ گيس می خرم.