مسابقه بی سابقه

می گویند ایرانی ها خودشان را در سه "س"صاحب نظر و کارشناس می دانند؛  سیاست، سینما و س.ک.س . حالا اگر به رگ غیرتمان برنخورد و ناسیونالیست بازیمان گل نکند، این حرف خیلی هم بیراه نیست. بخش عمده ای از مکالمات روزمره ما به س.ک.س و سیاست اختصاص دارد و سینما و بازیگران و آرزوی بازیگر شدن نقش پررنگی در زندگی اکثر ایرانی ها دارد. تا این جا را داشته باشید تا برایتان از مسابقه ای بگویم که یکی از سایت های س.ک.سی راه انداخته و به بهترین داستان های س.ک.سی جایزه می دهد. البته نه این که خیال کنید ما خدای نکرده، زبانمان لال، چشممان کور به چنین سایت های بی ناموسی رفت و آمد داریم ها، اصلا و ابدا. این موضوع را از روی لپ تاپ بغل دستیم در تاکسی متوجه شدم به جان بچه ام! از تاکسی که پیاده شدم دیدم که کنار خیابان کتاب استاد ایرج میرزا را دارند به قیمت گزافی می فروشند، در این احوالات بودم که پیرمرد کتابفروش به راننده ای که دستش روی بوق اتصالی کرده بود با ذکر یکی از ملحقات "ملوس" تذکر داد و ما را یاد مولانا انداخت. آن طرف تر هم ابراز علاقه خالصانه دو تن از جوانان غیور همشهری به خواهری که خرامان می گذشت، یاد عبید زاکانی را برایمان زنده کرد و خلاصه تا برسیم خانه در این باب سیر مختصری نمودیم و به روان بزرگان شوخ طبعمان درود فرستادیم. در همین اثنا چند تایی اس ام اس در احوالات نواحی شمالی کشور به دستمان رسید و به فکر اندیشیدیم! که چرا تابوی مسایل جنسی این قدر رایج و محبوب است؟ القصه از این بحر طویل و بحث مفصل که طبق معمول در این مقال نمی گنجد، این نکته را گرفتیم که اگر چه اشاره به مباحث جنسی تقریبا در میان تمامی اقشار جامعه رواج دارد اما اشاره مستقیم به اعضای بدن و سایر جزئیات از خصوصیات طبقات پایین دست فرهنگی و لمپن ها است و اشارات ظریف و غیر مستقیم، هنری است که بزرگان ایرانی و خارجی هم به وفور از آن بهره گرفته اند. این شد که تصمیم از خودمان صادر نمودیم که یک فقره مسابقه در دوهل بگذاریم با این مضمون: "مودبانه ترین و خنده دار ترین لطیفه جنسی" صمیمانه و عاجزانه امیدواریم که کلمه "مودبانه" نیاز به توضیح نداشته باشد و مراعات آبروی ما را بفرمایید که در این جا خانواده رفت و آمد می کند. جوایز هم نفیس می باشد و برای شرکت در مسابقه تا 12 بهمن فرصت دارید کامنت بگذارید.

علی الحساب چند نمونه هم برایتان ذکر می کنیم:

حکایت - برنارد شاو، طنزپرداز مشهور ایرلندی در میهمانی رسمی ملکه انگلیس از جایش بلند می شود و خطاب به جمع می گوید: "خانوم ها و آقایان، سوالی دارم." همه به طرف او برمی گردند تا سوالش را بدانند. شاو می گوید: "اگر گفتید بین پاهای من چیست؟" حاضران سرخ و سفید می شوند و اعتراض می کنند که آقا عفت کلام داشته باش، این چه حرفی است. شاو جواب می دهد: "چرا ناراحت می شوید، خوب بین پاهای من صندلی است." غائله ختم می شود و هرکس به کار خودش مشغول می شود تا این که چند دقیقه بعد شاو دوباره می پرسد: "اگر گفتید بین پاهای من چیست؟" حاضران می گویند یک بار این شوخی را کردی دیگر بس است، بی مزه شد. شاو می گوید: "نخیر، همان چیزی که دفعه پیش فکر می کردید"

اس ام اس – اگر گفتید 99 درصد زن ها و مردهای ایرانی شب زفاف به چی فکر می کنند؟

به این که چه جوری وانمود کنند بار اولشان است!

مسابقه بی سابقه

/ 96 نظر / 88 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سالار

رضا خان به جای اين کارهايه بی ادبی برو اون سياوخش رو مثه بچه آدم تموم کن... ولی خودمونيم کاره باحاليه... اينم من... به ترکه ميگن از قيمت چای خبر داری؟ ميگه: آره بابا. شهرزاد کشيده پايين احمد رفته روش...

رويا

ببين مثلا اگه تصور کردی من به همين راحتی ميدون رو خالی می کنم که اشتب می کنی ! حلوا و ازين جور چيزا هم فعلا جايی نيست !

رويا

در ضمن محض احتياط پسوردمو به يکی دونفر سپردم که اگه زبونم لال زبونم لال اتفاقی افتاد برام آپ کنن و تو وبلاگ حلوا بار بزارن

• پسری با کفشهای کتانی •

ترکه ازدواج می کنه! / شب اول زنش ميگه : پس چرا کاری نمی کنی؟! / ترکه ميگه : خفه شو! زن گرفتم که ديگه از اين کثافت کاريها نکنم!!

ناتانائيل

سلام آقا رضا! کم کار نشدم...درگير کنکورم... انشاء الله بگذره حتماْ دوباره می نويسم. خوشحال شدم که سر زدين. يا علی...

حامد ترابی

خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین .... اگه گفتم خداحافظ نه این که رفتن ساده است نه این که میشه باور کرد دوباره آخر جاده است. راستی نظر یادت نره اگه نظر هم نمیدی لااقل ...... مربا بده بابا