پارامترهای وابسته!

مدیر به منشی میگه یه هفته مبریم مسافرت. برای یه سفر دو نفره به آنتالیا کارهات رو روبراه کن.

 

منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن

 

شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن

 

دوست دختر هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام

 

پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم

 

پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده

 

منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه

 

شوهر زنگ میزنه به دوست دخترش و میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت

 

دوست دختره زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق

 

پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شده و میاد

 

مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت!

 

/ 4 نظر / 44 بازدید
سالار

اونوقت این خانم منشیه چشکار می‌کنه؟

مهدیس

من سردرد گرفتم ! چه پیچیده و سخت !!!!

رضا

تعجب نداره چون پشت هر فاجعه فجیع و فرخ جای طنازی یک زن وجود داره

ههههههه

باحال بود حال کررررررررررررررررررررررررردیم. حالی به هوووولی