دلتنگی ها

دلم ميخواد بنويسم ولي نميدونم چرا نوشتنم نمياد!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ميدوني دلم چي ميخواد؟ عشق! دوست دارم عاشق بشم. يه عشق توپ، يه عشق ناب، يه عشق فيلم هندي، هات!

دلم تنگ شده واسه اينكه يهو هري بريزه پايين. دلم تنگ شده واسه بالا نيومدن نفس. واسه سرخ شدن. واسه من و من كردن.دلم تنگ شده واسه حسرت يه بوسه. واسه يه آه عميق كه تموم غم و غصه و رخوت و انجماد رو بريزه بيرون.

دلم تنگ شده واسه گريه. واسه بالش خيس. واسه قطره هايي كه براي تك تك شون هزارتا بهونه و هيچ تا دليل داري.

دلم تنگ شده واسه اينكه كسي بياد و ضربان قلبم رو هزار برابر بكنه. يه كسي كه بياد و بتونه يه بار ديگه منو عاشق كنه.

دلم تنگ شده... واسه خودم

خيلي وقته ديگه بارون نزده

رنگ عشق به اين خيابون نزده

خيلي وقته ابري پرپر نشده

دل آسمون سبك تر نشده....

 

 

سه شنبه 6 بهمن- ساعت 2 صبح / رضا

/ 27 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
farzaneh

يارا سخن از دا ما می گويی راستی چرا ما ادما کم عاشق می شيم ما عشق رو از ياد برديم يا عشق ما رو ازياد برده

یه دوست

سلام ...میبینم که از هر راهی واسه جلب کامنت بیشتر استفاده می کنید!!!و چون می دونم چقدر به کامنت علاقه دارین واسه احساس خوشایند شما و نشکستن سر خواننده ها بعد ار بیرون رفتن از بلاگ شما (با اون دعاهایی که شما واسه نذاشتن کامنت بدرقهمون می کنین!!!) توصیه می کنم همیشه همینجوری بنویسین .....

zeynab

سلام.نوشتتون منو ياد يه شعر انداخت.مينويسم شايد به دردتون بخوره!...کاش اين دل مرده را خدا جان ميداد/ آشفتگی ام را سروسامان میداد/ای کاش سوار عشق در عرصه ی دل/می آمدو فاتحانه جولان میداد...

zeynab

چون کامنت دوست دارين(حتی به قيمت دی سی شدن بقیه)براتون کامنت ميزارم!

zeynab

يه وجه مشترک:من عمران دوستم رياضی کاربردی! يه وجه تفاوت من و دوستم همسن=۲۰ ولی شما و بهروز ۲۵-۲۱=۴ .مشترک-تفاوت=حساب بی حساب!(۳تا کامنت بسه مهندس؟)

الف اتفاق

برای تو: هرآن کسی که در اين حلقه نيست زنده به عشق بر او نمرده به فتوای من نماز کنيد ************************************* برای دیگری: عاشقی را که چنين باده شبگير دهند کافر عشق بود گر نشود باده پرست *************************************

ديبا

زندگي زيباست اما منطقي نيست . ولي شما سعي كن منطقي باشي يه منطق خاكستري...

نگار

دلم تنگ شده بود واسه همين جور دلتنگيا .. خوبه هنوز پيدا می شن آدمايی که ... من فکر می کردم نسلشون سوخته و خاکستر شده .. بهم امید دادی دلدار که گفتا به توام دل نگران است گو می رسم اينک به سلامت .. نگران باش!

نگار

آره ... دوستمون فروغ يه روزی گفته بود: احساس می کنی که دريغ است .. با درد خود اگر بستيزی .. می بويی آن شکوفه غم را .. تا شعر تازه ای بنويسی ...... حالا اينام حکايت حاله ... مرسی ... ممنونم که بهم سر می زنی ...