بابانوئل و مافيا

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

در راستای اینکه از قدیم‌الایام شیوه کادو گرفتن در شب کریسمس به این صورت بوده است که شب‌هنگام افراد جورابهایشان را بر روی بند آویزان می‌کردند تا بابانوئل در آنها برایشان هدیه سال نو را قرار دهد، در تحلیلی روانشناختی به بررسی ابعاد مختلف این قضیه می‌پردازیم:

1- نگاه علمی-فنی: جوراب دارای شکل هندسی و طراحی آیرودینامیک خاصی می‌باشد. فلذا فقط اجسام خاصی داخل آن جا می‌گیرند. چیزهایی مثل خودکار، شکلات و یا زبانم لال رژ لب.

با تدبیر خاص بابانوئل که ریشش را در همین راه سفید کرده لوازم پرهزینه و کم‌مصرف(!) نظیر سرویس جواهرات، یخچال سایدبای‌ساید، لوستر نقره و مبلمان استیل در آن جا نمی‌گیرند. طرح این ایده از سوی شخص بابانوئل و در راستای حمایت از مردان خانواده ارزیابی می گردد.

2- نگاه تاریخی: می گویند یک سال برخی از ساکنین ممالک شرقی با بافتن جورابهای غول‌پیکر سعی در تیغ زدن بابانوئل و اخذ هدایای بزرگتر از وی داشتند. لیکن چون او آمد و این کیسه ها را دید انگشتش را از لای ریشهایش به داخل دهان فرو برد و گفت:"گفتیم جوراب.نگفتیم گونی!" وی که زیر لب چیزهای نامربوطی به زبان می‌آورد گفت:"نامردها میخوان تموم جهیزیه‌شون رو از من بگیرن!" بر همین اساس بود که از سال بعد بابانوئل دستور داد همه جورابهایشان را از بند آویزان کنند تا اگر توقعات زیاده‌طلبانه باعث بزرگ شدن بیش از حد جوراب شد، سنگینی آن باعث پاره شدن بند شود.

3- نگاه اقتصادی: بر اساس این اصل مسلم که جوراب برای بو دادن است و آدم زنده کسی است که جورابش ولو مختصر بو بدهد. و همچنین این نکته که اگر قرار باشد شما در جورابتان کادو بگیرید حتما یا آنرا چندین بار شسته و اتو کرده و عطر و اودکلن می‌زنید و یا یک جوراب تر و تمیز خریده و آنرا آویزان می‌کنید در همین راستا به نظر می‌رسد بابانوئل یکی از عوامل  مافیای تولید پودر رختشویی، اودکلن، گیره بند و یا سهامدار اصلی کارخانجات جوراب‌بافی باشد!

4- نگاه سیاسی- امنیتی: هنوز در مورد منابع مالی تامین هدایای شب کریسمس از سوی شخصی موسوم به بابانوئل که با پوشش مبدل و تغییر قیافه اقدام به تهیه و توزیع هدایا در بین اقشار مختلف جامعه علی‌الخصوص کودکان و آینده‌سازان کشورهای مختلف می‌کند مسائل زیادی حل نشده و ناگفته باقی مانده است. گردش اقتصادی حاصل از این امر به سود کدام آقازاده است؟!

5- نگاه ایرانی: چون همه باور دارند که بابانوئل باید حتما خودش بیاید و هدیه افراد را در جورابشان قرار دهد، پدران هدیه دهنده و نائبان برحق بابانوئل در خانواده می توانند در هنگام عدم تمکن مالی خبر سقوط هواپیمای بابانوئل را هنگام پرواز به سمت شهرشان جهت آوردن هدیه اعلام کرده و یک عمر در آسایش و راحتی و پرپولی زندگی نمایند.

 

اسه مس:

يارو تو جهنم بوده، يه روز ميره دم در بهشت در ميزنه ميگه ببخشيد آب يخ داريد؟ ميگن داريم ولی نميديم. ميگه باشه ولی فردا نيايد بگيد آب جوش بديد ها!

                                                   

                                                                                          رضا

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازی

سلام ... می خوام مطلبت رو بخونم ولی چشمام درد گرفت ببخشيد من به روزم خوشحال ميشم بيای

آرش عليزاده

سلام بر رضاي عزيز! گزارش جالب و به روزي بود ... حتما در جشنواره مطبوعات امسال ( ! ) جايزه مي برد. راستي مهلت اش تا 20 ديماه است. اس ام اس يه چيز ديگه بود ...

مرضي

عجب تحليلی.... بايد به انگليسی ترجمه کنيش بعد بفرستيش اونور آب ... احتمالاْ يه جايزه ادبی يا... بهت بدن!

-

حيفه به خدا متن به اون خوبی رو با اين اسه مس بيمزه خراب می کنين! چرا شما نصيحت ناپذيريد؟

farzaneh

سلام بابا جکت عالی بود

حامد

با سلام و معذرت خواهی.این روزها کلا داغون هستم .مامانم اصلا راضی به ازدواج من والهه جونم نمیشه؛حرف،دعوا،قهر کردن و ... تمام این کارها رو کردم ولی بی فایده است.میگه هنوز برات زوده. مطمئن هستم با هم خوشبخت میشیم جوری نیست که بگم آره این عشق خیابونیه و آینده نداره.خلاصه اگه دیر به دیر میام ببخشید.این دفعه را ببخشید قول میدم دیگه تکرار نشه.4 صفحه( تسلیت کشته شدن جمعی از اصحاب خبر، انواع بوسه و معانی آن ، چگونگی آشنایی با الهه و چند عکس ) نوشتم تا جبران کم کاری بشه. ضمنا اگه راه حل خوبی برای راضی کردن مامانم به ازدواج من به نظرتون میرسه،من رو خبر کنید واقعا خوشحال میشم.اگه این کار درست شد یک شیرینی درست و حسابی طلبتون. هر چند که دیر به دیر میام ولی تموم مطالب نخونده تون رو می خونم به جون خودم.

باربی

ها ها ها اااااااااااااااااااااااا ..(آخه من اینطوری می خندم همیشه ! :) ...خيليييييييييييييييييييييی طنز بود اصلا معرکه بود نميتونم بگم کدوم قسمتش بهتر بود خيلی نقد بامزه ای بود دستت درد نکنه :)

مرضي

خودم نوشتم راجع به خانمها...

memol

موشی ميشی ميشی موشييييييييييييييی . شاد باشی و دير زی . هميشه هم برامون بنويسی!