دیدار مردمی!

درست است که برای مدتی تنبل شده ایم (مدتی؟!) و کمتر می نویسیم ۹کمتر؟!) اما باور کنید زنده ایم!*

از جمعه هر روز عصر در نمایشگاه کتاب، شبستان اصلی، راهرو ۱۷، غرفه ۱۶ نشر فرهنگ ایلیا در خدمت دوستان هستیم.

* از اینکه با مفاهیم جدیدی مثل <مدت> و <کمتر> آشنا شدید خوشحالید نه؟!

/ 12 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرضي

الانم كه اومدي واسه تبليغ غرفتونه[نیشخند][زبان]

ماشنکا

نشر ایلیا کدوم بود؟نشر مربوط به گیلان؟ بعد شما خودت اونجا بودی؟ من و سهند غرفه مربوط به گیلان اومدیم.. بعد اینقدر خندیدیم که آدمای توی غرفه فکر کنم دلشون می خواست ما رو پرت کنن بیرون! همون غرفه که توش کتابای شاعران جوان هم بود( اسمش یادم نیست)...حالا اگه این نشر ایلیا همونه بگو تا من بگم ماها کدوما بودیم!

رویا

[نیشخند]انقدر ننوشتید که اینجا رو تخته کردید رسمن رفت ! خجالت نکشید یه وقتا ! لینکدونیتونم که انگار ورپریده ![نیشخند]

هدیه

هه هه هه!!! می بینین ما هنوز به اینجا میاییم؟!؟! (2 هفته است که می خوام کامنت بذارم نمی شده!!!!)

عاظفه

خوبی دیر به دیر آمدن این است که وقتی میایی و سراغ بقیه میروی کللللللللللللللی چیز برای خواندن داری!!! مثلا کل این صفحه شما برای من جدید بود!!!

رویا

دی شیخی گفت و چه خوش گفت که کار نوشتن وبلاگ این دهلیها به سامان نشود الا به کتکی مفصل از سوی مجمع وبلاگخوانانشان[نیشخند]

هدیه م

ببینید من و دیگر دوستان هنوز گاهی به گاهی به اینجا می آییم که به شما ثابت شود هر چقدر شما تنبل باشید! ما با وفا هستیم!!!![خجالت] بنویسید پیش از آنکه بمیرید!!!!

سهیل قاسمی

نوشتن مهم نیست. خواندن مهم است. رضا می بینی. من هر روز به روز کنم یا هر سال، تا نروم وبلاگ کسی را نخوانم و با دقت نخوانم و نظر نگذارم، کسی نمی آید. رضا وبلاگ نوشتن خیلی سخته رضا. خیلی خطرناکه حسن! به این راحتی ها نیست. اگر می بینی نمی رسی بخوانی، نمی خواد بنویسی!