/ چهل سال بعد، همین موقع ها/

وبلاگ دهل مجددا شروع به کار کرد<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

وبلاگ دهل یکی از محبوب ترین و معروف ترین وبلاگ های چهل سال اخیر که موفق به کسب جوایز و عناوین متعددی در این سال ها شده است، مجددا شروع به کار کرد.

به گزارش خبرگزاری اینا پانته آ فرزند رضا و امیر بهادر فرزند بهروز طی یک بیانیه مشترک که در وبلاگ دهل منتشر شده است، با یادآوری خاطراتی از بنیان گزاران دهل، شروع به کار مجدد وبلاگ دهل را اعلام نموده و اظهار داشته اند که آرمان های والای پدران فقیدشان را ادامه خواهند داد.

به نقل ازپانته آ در قسمتی از این بیانیه آمده است: تو این مملکت یه زمانی نوابغ وقتی می مردن،کشف می شدن ولی بابایی بدشانس من بعد از مرگش هم  اون طوری که حقش بود شناخته نشد. یعنی فکر می کنید " وای چرا کلیک راست کردی الان خونمون خراب میشه" یا " مرسی که اومدی اگه خوبه چرا لینک نمیدی " دوباره تکرار میشن؟ واسه همیناست که به این وبلاگ افتخار می کنم. اصلا همین وبلاگ باعث ازدواج بابایی با مامانم شد، در حالی که اگه صد سال هم چت می کرد نمیتونست این جوری لاو بترکونه.

امیر بهادر نیز نوشته است: پدر جان از اینترنت چندان خوششون نمیومد. اما یادم هست که این 5،6 مطلبی رو که تو این سال ها تو دهل نوشتن، خیلی دوست داشتن. حتی این آخر عمری علاقشون به دهل بیشتر شده بود هرچند که مادرم می گفت دیگر پاک عقلش را از دست داده.

پانته آ می افزاید: پایداری و استقامت بابایی همیشه واسه من یه الگو بوده. اگه اشتباه نکنم روزای آخر تو یکی از ملاقات ها بهم گفت پانی جون به این نتیجه رسیدم این که میگن قالب دهل زشته یا این که این جور لینک گرفتن ضایع است، همش کشکه. وبلاگ باید کامنت داشته باشه که ما داریم. اصلا میخوام از این به بعد یه کاری کنم که اول کامنتا بیان بعد لینک پست ها رو بذاریم. یه برنامه ای هم دادم واسمون بنویسن که اگه کسی تا سه بار وبلاگو خوند و لینک نداد، بهش فحش خارمادر بده.

امیر بهادر اضافه می کند: از آن جایی که بابایی خانم پانی در اولین پست دهل از پدر جان تعریف کرده بودن من نیز لازم می دانم که از افتخار همکاری با خانوم پانی کمال مسرت خود را اعلام بدارم است تا انشاالله با تاسی به تعالیم بابایی بزرگوارشان – که از اساتید مسلم سواستفاده بهینه از اینترنت بودن، ما نیز در این بین به نون و نوایی برسیم.

شایان ذکر است رضا که به دلیل اطلاع همسرش از پست عاشقانه ای که نوشته بود و اجرا گذاشتن مهریه از سوی وی، به زندان افتاده بود، تصمیم به جلب مخاطب در بین زندانیان گرفت و طی نزاعی بر سر کامنت گذاشتن، با ضربه چاقوی یکی از زندانیان درگذشت.

بهروز نیز بعد از این که برای سومین بار از دانشگاه اخراج شد و تا اخر عمر حق تحصیل را از دست داد، تصمیم گرفت تا دماغ خود را  به بینی تبدیل کند و در دوران نقاهت، هنگامی که منتظر بالا آمدن دهل بود کارت اینترنتش تمام شد و بر اثر عصبانیت خون دماغ شد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

                                                                                                  بهروز

/ 34 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صاحب

پت و مپ عزیز در نظرسنجی پرشين اسپورت حتما شرکت کنيد. راستی لينکيديمتون شما هم بلينکيد.

هليا

سلام سلام اجازه یه سوال بکنم؟ ۲ هل یعنی چی؟

هليا

لینکتون رو گذاشتم .

سارا(رهگذر)

دست سردمو بگير كمي نوازشم بكن اين دل بيقرارمو كمي تو ارموش بكن چشم به راه تو نشستم دله به ديدن تو بستم تا بگي آره تمومه تا قيامت با تو هستم سلام دوست عزيزم خيلی زيبا بود بايد کامل بخونم تا نظر بدم شاد باشی

سبيل ستيز

با سلام . اينجانب ... بدين سان موافقت خود را با وبلاگ شما اعلام ميدارم . نميدونم چرا احساس کردم آدم مهمی هستم و بايد اعلام موافقت کنم . راستی آدم مهمی هستم نه؟

مامان پانی..................

سلام من مادر پانی هستم.چند سال قبل از مردن رضا ازش طلاق گرفتم.ولی اونطور که از پانی شنيدم اون ورپريده هنوز نمرده و زن دوم گرفته!!!از اقايون زن دار خواهشمندم مواظب زنهاشون باشن چون طرف دودره بازه....حالا از من گفتن........

Tina*

سلام رضا و بهروز جان ...نوشته قشنگی بود اما اخرش بهروز چرا جان به جان ... اخيييی نازی ...اما قشنگ می نويسيد هر دو نفرتون...:

خطاب به مامان پانی..........

شما مطمئنین همسر اول آق رضا بودین؟!!!!

Skilful

سلام،از پاراگراف آخر خیلی خوشم اومد،وقتی داشتم میخوندم قیافتو که تصور کردم کلی خندیدم،ناراحت نشو شوخی کردم.